میخندم خنده ای تلخ اما ارامش بخش.

این خنده قل میخورد میرود در اتاق خواب می افتد روی قاب عکس پدربزرگ.

میروم دنبال خنده ام که میبینم عکس هم می خندد.

شاید خوش حالم نمیدانم !خنده ای که دیگرنیست...

لحظه ای پیدایش شدورفت.