!!!!!



بلاگفا نظرامو دونه دونه ميخوره !

...1




شاید بهتر بود 

سایه ی دست هایت را 

قرض میگرفتم 

تا شب ها

از تاریکی ترسم نگیرد ...

سرم درد دارد 

سینه ام 

سایه ام درد دارد 

بگذار

دلم را دور بیندازم

بوی تو را میدهد



پ ن :به هزار دلیل دوستت دارم از حامد ابراهیم پور



1...




و آن وقت که از وسط دو تکه شدیم 

نیمه ای که من بودم برای همیشه در خلاء باورناپذیری هیچ گاه 

به مقصد نرسید 

و نیمه ی دیگر...هیچ کس نفهمید نیمه ی دیگر کجا رفت چه شد ؟!؟




پ ن :...های مرگ آلود

        ...های نا تمام

        هیولای خشمگینی که من بودم 

        غول سیاهی که موسیقی مینواخت و عبور میکرد...تو...




2...



زندگی رنگ گرفته اما با خون دل من!