شدن

 

بادبادکی می سازم

گوشواره هایش از جنس لبخند کودکانه ی تو

رهایش می کنم در پهنای آسمان زمستانی که

با دو بال خاکستریش از آغوشم پر  زد...

چشمانم را می بندم منتظر میان سبزه ها و کاکتوسهای منزویم

تا دوباره وقت آمدنش فرو بباریم در هم.

 

 

پ ن :عکس کاکتوسامو نشد بذارم