...
این منم در تو شناور
در تو ای "خ" خیابان "ج" جمالزاده
در منفی امواج تو من وول
جیغ شش و هفت کولی بی کس
گوهردشت گوهردشت...
من قدیسه و این شهوت عفریته ی شهر
رگهای من و این پل بی عابر کور
جا ماندم وسط چین وچروک یک درد
و بساط رگ من
بی حضور تن لش گمشده ی بی رگ تو
من خودم زینت این دخترکان همه بی شهر شدم
تا در تو
در تو و پشت جمالش زاده
تکه تکه ابر شوم.
+ نوشته شده در سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 14:29 توسط
|