من فاحشه ام وقتی لولیدم در رگ های تو.

وقتی چسبندگی لبانت جای پای اشکانم را می شست.

دستانم را حلقه می کنم دور پاهایم .

غمگینم هزار بار غمگین تر از غول بی شاخ و دم جنگل ها!

ترسناکم اما تو ترسناکتری که داغی دستانت سر میخورد روی پستان های زن استخوانی.

دود می شوم میروم هواااا.

بی رمق افتاده ای زیر باد کولر .

جایی برای ریشخند کردنت ندارم.

پایم را پس میگیرم ومی روم بیرون تا در ته جوبی آهنگین

جسدی پیدا کنم به نام خودم.