سپیدها
من از مگس ها میترسم
وقتی میرفتند در چشمان زن سیاه کچل
وقتی روی دنده های شمرده شده ی کودکان تاب میخوردند
میترسم که روی زردی لبهاشان مدفوع به جا بگذارند.
من از روزی میترسم که ان مگس های وحشی
دندان در بیاورند و ان ها رابخورند
من از مگس های نیجریایی میترسم.
+ نوشته شده در نهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 1:8 توسط
|