جوجه ها
دو جوجوجه ی زردولرزان. دایی میگوید از المان امده اندباهواپیما.برای فروش اند.من میخندم
نازشان میکنم انها میلرزند... ارتین که یک سال هم ندارد یکی از انهاراتاحدمرگ فشارمیدهد...من اخم میکنم دایی میگوید:میتوانیم نگهشان داریم.من میترسم نکندایدزداشته باشند!!!
+ نوشته شده در هفتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 0:54 توسط
|